دل نگران می شوم...
جمعه, ۲۷ دی ۱۳۹۲، ۱۲:۵۳ ب.ظ
وقتی هر هفته پنج شنبه ها حاضری میزند سر قرار عاشقی اش..
وقتی سرما و گرما نمی شناسد.
وقتی سر ساعت می آید.
وقتی آب و جارو می کند با همه ی وجودش..
وقتی از بوسه هایش نثار چند همسایه آنطرف تر هم میکند..
وقتی به مادرم هم سلام می رساند.
این پنج شنبه که نمی بینمش قلبم تند تند میزند،دل نگرانش میشوم...
پ.ن:مادر سردار شهید علی قمی.قطعه بیست و چهار
- ۹۲/۱۰/۲۷